نفت نما- آنچه اخیرا در زنجیره مدیریتی میان هلدینگ اهداف، پتروپالایش کنگان و شرکت پتروشیمی نگین مهستان روی داده است نشانهای از یک گره ساختاری است؛ گرهی که اگر گشوده نشود به تدریج به بحران اعتماد در درون مجموعه تبدیل خواهد شد.
انتصاب مدیرعامل جدید نگین مهستان در شرایطی انجام شد که مدیرعامل پتروپالایش کنگان از فرآیند آن بیاطلاع بود، شرکتی که نگین مهستان بهصورت عملیاتی زیرمجموعه آن محسوب میشود، هر چند هر دو از زیرمجموعه های اهداف به شمار می روند.
سئوالی که اکنون باید از رفتار مهدی عبوری، مدیرعامل اهداف پرسید این است که در چنین انتصاب هایی دقیقا مرجع نهایی تصمیمگیری کجاست و نقش لایه میانی در این بین چگونه تعریف شده است؟
پرسش بعدی این که آیا اختیار انتصاب در سطح هلدینگ متمرکز است یا این که سازوکاری برای هماهنگی درونسازمانی وجود ندارد و اگر بنا بر تعامل ساختاری بوده، چرا نشانی از آن در این فرآیند دیده نشده است؟
در این بین نبود شفافیت کافی میتواند به تقویت برخی شائبه ها در چنین انتصاباتی دامن بزند.
در حال حاضر صنعت پتروشیمی بیش از هر زمانی دیگر به انتصاباتی بر اساس شایستگی، تعامل درون سازمانی و آرامش نیاز دارد.
عبوری باید پاسخ دهد سازوکار دقیق انتصابات در این هلدینگ چگونه است؟
نقش هر سطح مدیریتی در تصمیمسازی چگونه تعریف شده و برای جلوگیری از تکرار چنین انتصاباتی چه تغییراتی در رویههای نادرست صورت خواهد گرفت؟
مسئله امروز یک حکم مدیریتی نیست بلکه موضوع، اعتماد به ساختار تصمیمگیری است و نباید از این نکته مهم غافل بود که اعتماد، بدون شفافیت پایدار نخواهد بود.












